تبليغاتX
صبح

صبح

ای فارق سپیده ی ایمان ز شام کفر، باشد غیاب روی تو ما را، غیاب صبح.

«انتظار بهار و باران مهدي†»

 

مبحث انتظار بهار و باران، سابقه‌اى به قدمت تاريخ آفرينش انسان دارد.

از آن زمان كه فرشتگان الهى به امر خدا در برابر حضرت آدم† سر به سجده فرود آوردند،[1] بحث انتظار بهار و باران قائم موعودى از سلاله پيامبر خاتم، حضرت محمد بن عبداللّه … مورد تأمّل قرار گرفت.[2]

 

از آن زمان كه حضرت نوح† پس از نهصد سال اقامت در ميان قوم و فراخواندن آنان به دين خدا، نااميد گشت و براى نابودى كافران دعا نمود،[3] چشم انتظار بهار و بارانى او آغاز گشت.

او اگرچه تا آمدن توفان و نابود شدن كافران زمان خودش بيش از پنجاه سال انتظار بهار و باران نكشيد،[4] امّا انتظار بهار و باران چند هزار ساله او، براى غلبه‌ي كامل دين خدا و ريشه‌كن گشتن همگانى كافران تا زمان ظهور حضرت مهدى†، ادامه خواهد يافت.

 

از آن زمان كه حضرت ابراهيم† پايه‌هاى كعبه را بالا برد و دعا كرد تا خداوند سر زمين مكّه را جايگاه امنيّت و ايمان قرار دهد،[5] انتظار بهار و بارانِ روزى در دلش جاي‌گرفته بود كه فرزندى از نسل او و از سلاله‌ي آخرين پيامبر خدا… در همين ديار و در كنار همين خانه، تكيه بر همين پايه‌ها خواهد زد و نداى توحيد را به گوش همه جهانيان باز خواهد خواند.[6]

 

از آن زمان كه حضرت لوط† در برابر فاسدانِ هوس‌پرستى كه عزّت و احترام ميهمانان عرشى و خاندان با ارزش او را مورد تهديد قرار داده بودند، آرزوى داشتن قوّت و تكيه‌گاهى استوار كرد، انديشه انتظار بهار و باران قائم، در روح و جانش جارى بود.

لوط† گفت:

«كاش براى مقابله با شما قدرتى داشتم يا به تكيه گاهى استوار پناه مى جستم.»[7]

امام صادق† فرمود:

«حضرت لوط اين سخن را نگفت؛ مگر به عنوان تمنّاى دسترسى به قدرت قائم ما† ، و آن تكيه‌گاه استوار چيزى نبود جز استوارى و توانايى ياران او. زيرا هر يك از آنان داراى قدرت چهل مرد و قلبش قوى‌تر از قطعه‌هاى فولاد است. آنان اگر بر كوه‌هاى آهنين گذرند، آن را از بيخ و بن بر آورند. و شمشيرهايشان در غلاف نيارامد، مگر اين‌كه خداى تعالى راضى شود.»[8]

 

از آن زمان كه حضرت موسى† مردم را به مبارزه با فرعون فرا خواند و آنان را به يارى طلبيدن از خدا و شكيبايى تشويق كرد،[9] بارقه‌ي انتظار بهار و باران حضرت مهدى† در جانش مى‌درخشيد، و در آرزوى حاكميّت مطلق او بود كه بشارت داد:

«همانا زمين از آن خداست و آن را به هر يك از بندگانش كه بخواهد به ارث خواهد رساند، و فرجام نيكو براى تقوى پيشگان است.»[10]

 

از آن زمان كه حضرت عيسى† با دلى سرشار از مهربانى و با جانى سوخته از محبت، مردم را به هم‌دلى و هم‌داستانى دعوت كرد و آيه‌هاى محبّت را در گوش جان آنان زمزمه كرد، تذكّر به انتظار بهار و باران را جزو آيين خويش قرار داد[11] و زمانى كه در برابر ناسپاسى و عداوت و ايمان‌ستيزى مردمى كه به كشتن او برخاسته بودند؛ به جوار قدس آسمانيان بالا رفت، انتظار بهار و باران تاريخى خود را براى فرود آمدن در كنار كعبه و نمازگزاردنِ به امامت مهدى† و يارى كردن او را آغاز كرد.[12]

 

پس از آن نيز، از زمان پيامبر… تا آخرين لحظات عمر امام حسن عسكرى† هرگز امر انتظار بهار و باران فرج، مورد غفلت واقع نگشت و جلوه‌هاى گوناگون انتظار بهار و باران در ضمن هزاران روايت از پيامبر اكرم… و اميرالمؤمنان† و هر يك از امامان معصوم‰، تجلّى يافت و در همه‌ي قرون گذشته نيز همين نور انتظار بهار و باران بود، كه سينه به سينه از نسلى تا نسل ديگر، همواره آفاق جان و دل منتظران را در طى همه‌ي بحران‌ها و فتنه‌ها روشن داشته است.

 

و اينك دوران ما، به عنوان حسّاس‌ترين بخش از دوران غيبتِ آخرين حجّت الهى، حضرت مهدى†، بايد تابناك‌ترين عصر انتظار بهار و باران به شمار ‌رود. ما انسان‌هاي امروزين با تمسّك به ريسمان امن الهي كه همان سلاله‌ي پاك نبوي‌ است و آموزه‌هاي بلند آنان، خواهيم توانست تا اين بذر نهفته شده در درون بشريّت را به ثمر نشانيم و عصر طلايي زندگاني انسان‌ها با رهبري تنها ابر مرد دوران يعني حضرت صاحب الزمان†، را درك كنيم.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 28 اردیبهشت1385ساعت 9:20 قبل از ظهر توسط احسان| |
انتظار بهار و باران: ديده به راه دوختن است، ‏

‏ لحظه شمارى كردن براى ديدار كسى يا انجام واقعه اى است، ‏

‏ به اميد كسى يا چيزى ماندن است، ‏

‏ چشم داشتن و توقّع كارى يا حادثه اى است، ‏

‏ نگران شخص عزيزى يا امر مهمّى بودن است. ‏

انتظار بهار و باران: اميدوارى، چشم به راهى، آمادگى، نگرانى، چشم داشت و درنگ است

امّا انتظار بهار و باران مهدى(عليه السلام) : همه اين ها و فراتر از اين هاست. ‏

انتظار بهار و باران مهدى(عليه السلام): ايمان به «غيب» اقرار به «ولايت» و باورداشت حق حاكميت ‏‏«قرآن» است. ‏

‏ عصاره «يقين»، چكيده «تقوى» و خلاصه «عمل صالح» است. ‏

‏ عشق به «زيبايى ها»، التزام به «خوبى ها» و شوق به «كمالات» است. ‏

‏ «تلاش» براى «يافتن»، «مقاومت» براى «رسيدن» و «جهاد» براى «ساختن» است. ‏

انتظار بهار و باران مهدى(عليه السلام) : روايت «اشتياق»، حديث «جستجو» و قصّه «وصل» است. ‏

انتظار بهار و باران مهدى(عليه السلام) : اقتداى به او، بيعت با او، و سرسپارى به فرمان اوست. رمز ‏پايدارى، سرّ استقامت و راز جانبازى در راه اوست. ‏

انتظار بهار و باران مهدى(عليه السلام) : «عامل رشد»، «پشتوانه مقاومت» و «ضامن پيروزى» پيروان ‏امامت است. ‏

انتظار بهار و باران مهدى(عليه السلام) : سنگربانى «عقيده»، مرزبانى «انديشه» و مبارزه در راه پاسدارى ‏از «فرهنگ اسلام و ولايت» است. ‏

انتظار بهار و باران مهدى(عليه السلام) : انتظار بهار و باران روز ظهور اوست ، انتظار بهار و باران غلبه اسلام و قرآن است و انتظار بهار ‏و باران تحقق وعده هاى خداوند است. ‏

نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 9:47 قبل از ظهر توسط احسان| |
Page Rank Tool