تبليغاتX
صبح

صبح

ای فارق سپیده ی ایمان ز شام کفر، باشد غیاب روی تو ما را، غیاب صبح.

 

ناگهان می رسد از ره چه بترسی، چه نترسی!

شبحی بی قد و اندازه که پر کند آفاق جهان را آشکارا و نهان را

و در آن لحظه موعود در آن ابر و در آن دود

آذرخشی ست که بر بام سرای تو سراید

و دهد پاسخ هر چیز که خواهی چه بپرسی، چه نپرسی.

ناگهان می رسد از ره چه بترسی، چه نترسی!

 

قائم آل محمد

نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط احسان| |
Page Rank Tool