صبح
ای فارق سپیده ی ایمان ز شام کفر، باشد غیاب روی تو ما را، غیاب صبح.
کاش! سینه یمان، صندوق صدقه ای شود و قلبمان ، سکه ای نذر سلامتی ات. کاش! دردمان همیشه با توسل تو، آرام گیرد و دستمان ، جز به دعا برای تو، به آسمان نرود. کاش! انتظار تو ، زندگی باشد که از نافرمانیت ، بازمان دارد. کاش! حال و هوای همیشه ی دلمان به رنگ "نیمه ی شعبان" باشد ...
کاش! گفتن و شنودن از تو، سهم همه ی ثانیه ها باشد و یادآوریت، همه ی دقایق را پر کند، و خدمت به تو ، انگیزه ی همه ی حرکت ها شود.
نوشته شده در دوشنبه 15 مرداد1386ساعت
4:4 بعد از ظهر توسط احسان| |


