تبليغاتX
صبح

صبح

ای فارق سپیده ی ایمان ز شام کفر، باشد غیاب روی تو ما را، غیاب صبح.

عصر در كنار حوض، نرگسم
خيره در ميان آب بود.
توي آب حوض، عكس ماه
مثل گريه‌اي ميان قاب بود.
لحظه‌اي گذشت و آب حوض
پر زعكس صد ستاره شد.
دست برد نرگسم به آب حوض
عكس ماه
پاره پاره شد.
صبح بود و گل شكوفه داده بود
عطر گل، طراوتش
عمري انتظار بود.
بوي نرگسم حياط خانه را
دل زمانه را
فراگرفت.

 TinyPic image

نوشته شده در جمعه 15 تیر1386ساعت 5:44 بعد از ظهر توسط احسان| |

سرباز كم است...

 

قطعه ی گم شده اي از پر پرواز کم است
يازده بار شمرديم و يکي باز کم است

اين همه آب که جاريست نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است که سرباز کم است

امروز داشتم اين دو بيت شعر را زير لب زمزمه مي‌كردم و وقتي به پايان مصرع اول مي‌رسيدم دوباره از اولش شروع مي‌كردم به خوندن.
ورد زبونم شده بود و طوطي‌وار تكرارش مي‌كردم، مثل نواري كه وقتي به آخرش مي‌رسه دوباره بر‌مي‌گرده و از اول شروع مي‌كنه.
همينطور كه داشتم با لحنها و آواهاي مختلف براي خودم مي‌خوندم و صدامو زير و بم مي‌كردم، نمي‌دونم چطور شد كه يك دفعه توي مصرع آخر گيرافتادم و ديگه نتونستم ادامه بدم...
"... نه اقيانوس است عرق شرم زمين است كه سرباز كم است"

شايد بيشتر از 100 بار با خودم زمزمه كرده بودم ولي...
ذهنم مشغول شد و دوباره افتادم تو وادي بحث و جدلهاي دروني.
- عرق شرم!
- اونم عرق شرم زمين!
- زمين كه جون نداره [البته در ظاهر]!
- پس چرا زمين شرم مي‌كنه؟
- يعني اشياء و جامدات از من ِ انسان بيشتر امام زمانشونو مي‌شناسن؟
- سرباز!
- چرا سرباز كمه!
- يعني ايقدر سرباز كمه كه زمين مي‌خواد سرباز آقا باشه؟
- پس ما چيكاره‌ايم؟
- انشا الله سرباز آقا مي‌شيم.
- سرباز آقا؟
- سرباز آقا بايد چطوري باشه؟
- تو اصلاً لياقتشو داري؟
- خوب، حالا كه تو شايستگيشو نداري، اينهمه آدم امام زماني هست.
- شبهاي سه‌شنبه جمكرانو كه ديدي، شب نيمه شعبانو كه ديگه نگو، همه امام زمانين.
...
داشتم به قول معروف خودمو توجيه مي‌كردم كه مصرع اول اومد جلوي چشمم...
"اين همه آب كه جاريست نه اقيانوس است عرق شرم زمين..."


- اقيانوس!
- آب جاري!
- يعني اينهمه آدم كه دم از امام زمان مي‌زنن...

...


به فداي مظلوميت و غربتت يا ابا صالح المهدي(عجل الله).

مي‌دونم آقا جان كه اگه يار و ياور باوفا داشتي و مردم واقعاً و از روي صدق دل مي‌خواستنتون، خدا اذن ظهور را مي‌داد.
نمي‌دونم كي مي‌فهميم واقعاً يتيميم.


 

نوشته شده در پنجشنبه 7 تیر1386ساعت 10:28 قبل از ظهر توسط احسان| |
Page Rank Tool